جستجو

وضعیت من در یاهو

آقای پرهیز! مسیر حرکت چفیه راه است و دستبند سبز بیراهه پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
سه شنبه ، 25 آبان 1389 ، 19:17

نقدی بر اظهارات سید مجید پرهیز کارگردان تئاتر و سینما
عنوان مطلب : باید حرکت کرد چه دست چپت دستبند سبز باشد و چه بازوی راستت چفیه (دوهفته نامه خار، سال دوم، شماره شانزدهم، شنبه یکم آبان ماه 1389)
-----

مطلبی که آقای پرهیز بیان کرده اند و نشریه خار هم با بی مبالاتی اقدام به تیتر آن کرده است حاوی مفاهیم صحیحی نیست هر چند اگر مقصود نگارنده و منتشر کننده انتقال مفهوم دیگری باشد. تیتر مورد نظر و نقد این است (باید حرکت کرد چه دست چپت دستبند سبز باشد و چه بازوی راستت چفیه)


راجع به مقصود نگارنده شاید چند احتمال بتوان در نظر گرفت که عرض می شود ليكن وجود این تیتر برای هیچ کدام از مقاصد مناسب نیست.
یک احتمال اینکه ممکن است مقصود نگارنده این باشد که بدون توجه به خط و مشی سیاسی، باید حرکت فرهنگی و فکری صورت بگیرد و به فرهنگ استان و کشور خدمت کرد که با توجه به دلائل زیر این عنوان مناسب این مقصود نمی تواند باشد.
اول اینکه هدف از حرکت باید مشخص باشد. یعنی برای انجام چه کاری باید حرکت کنیم و عمل و فعل در راستای کدام هدف می خواهد قرار گیرد. اهمیت این شناسایی هدف و مقصود آنقدر زیاد است که در تعالیم دین اسلام از ناحیه ائمه معصومین هم به صراحت و با تأکید به آن اشاره شده است، مثل روایتی که از حضرت صادق (علیه السلام) در کتاب  الكافي جلد 1 صفحه 43 باب عمل بدون علم آمده است: الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً.

این حدیث بسیار مطلق و کلی است که شامل هر نوع کار و حرکت و عملی می شود. امام (علیه السلام) می فرماید که کسی که کاری را بدون آگاهی و بصیرت انجام می دهد مانند کسی است که در بیراهه حرکت می کند، هرچه سریعتر حرکت کند و تلاش بیشتری کند جز دوری از مقصد نتیجه ای نخواهد داشت.
اگر مقصود آقای پرهیز از حرکت، گام برداشتن افکار و جریانات مختلف سیاسی برای خدمت به فرهنگ است یک اشکال بزرگ در این مطلب است و آن این است که از جریان سبز مثال آورده اید و این جریان سبز از دو حال خارج نیست، یا قصد خیانت و ریشه کن کردن نظام را داشتند که حرکت اینان برای اصلاح و خدمت به کشور و فرهنگ با این قصد تناقض دارد.

یا اینکه جریان سبز مصداق این حدیث هستند که بدون آگاهی و بصیرت و شناخت از دوست و دشمن، فراموش کردن ارزش های اسلام و انقلاب و اهداف امام و رهبری حرکت اصلاحی خود را شروع کردند و هرچه تلاش بیشتری کردند از ارزش های اسلام و انقلاب دورتر شدند. ریزش جمعیت از این جریان نیز گواه همین مطلب است که مردمی که ابتدا این جریان را خوب و خادم می شناختند کم کم و در جریانات مختلف از آن فاصله گرفتند و آنرا مخالف آرمان های انقلاب اسلامی و فرهنگ دینی دیدند.
حال چطور این جریان سبز که چندین بار در برابر ارزش های فرهنگی، انقلابی و اسلامی ما ایستاده می تواند خدمت کند.

لازم به یادآوری است عرض کنم که جریان سبز 13 میلیونی روز انتخابات با جریان سبز بعد از نماز جمعه 29 خرداد مقام معظم رهبری، روز قدس و خصوصا روز عاشورا خیلی تفاوت دارد.
جریان سبز روز انتخابات بسیاری از ملت شریف ایران بودند که گوش به فرمان رهبری و برای حفظ انقلاب و حقوق شهروندی خود پای صندوق رأی آمدند. این مردم قصد مقابله با اسلام و انقلاب و مقام معظم رهبری را نداشتند و ندارند و به همین دلیل با مشاهده رفتارهای ضد و نقیض کسانی که خود را یار امام می دانستند و در مقابل یار دیگر امام ایستادند کنار کشیدند. این مردم دیدند کسانیکه دم از قانون اساسی می زنند اما در برابر قانون اساسی و تنفیذ رهبری تمکین نکردند. مردم دیدند که اینان خود را پیرو انقلاب می دانند اما در روز قدس مقابل جریان ضد صهیونیستی انقلاب حرکت دیگری می کنند و مردم دیدند که در جریان عاشورای سید الشهداء (علیه السلام) چطور حرمت خیمه عزای حسینی هتک شد.

به تناسب رو شدن هویت جریان سبز مردم فرهنگی، انقلابی و دیندار از این جریان کناره گرفتند و روز عاشورا آخرین فیلتر جدایی مردم شریف و دیندار ایران از جاهلین و نا آگاهان و فریب خوردگان و خائنان بود.
برخی ایرانیان شریف و متدین شاید دیروز موافق جریان سبز بودند و دستبند سبز بر دست داشتند ولی امروز حامیان جریان سبز عده ای فریب خورده و خائن می باشند چرا که پرچم و دستبند سبز در آنسوی مرزها در دست و بر دست سلطنت طلب ها و بی دینان و دشمنان ایران، اسلام و سیدالشهداء قرار دارد.
دیگر حرکت با دستبند سبز در ایران برای اصلاح فرهنگ و خدمت معنایی ندارد و اگرچه آقای پرهیز دغدغه فرهنگ دارند و دلشان برای فرهنگ این مرز و بوم می تپد ولی باید به اصل هویت جریان سبز توجه و دقت کنند.

ایشان حرفی را بیان کرده اند که سران جریان سبز در حال کنونی جرأت بیان آنرا ندارند و یا لااقل اکنون صلاح نمی بینند که خودی نشان دهند نه به خاطر ترس از جریان سیاسی رقیب، بلکه این جریان رانده شده مردم شریف و دیندار ایران هستند.
دلیل دیگر اینکه مسیر حرکت در دستبند به دستان سبز و بازوان چفیه بسته کاملا متفاوت است. جریان سبز باقیمانده در صدد براندازی نظام و رئیس جمهور قانونی ایران حرکت می کنند و حاملان چفیه در صدد حفظ انقلاب بودند. جریان سبز شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه سر دادند در حالیکه حاملان چفیه شعار جانم فدای رهبر و مرگ بر ضد ولایت فقیه می دهند.
آیا موافق و مخالف ولایت فقیه در کنار هم قابل جمع هستند؟ آیا خدمت به جامعه ای که اصل آن بر محور ولایت فقیه است و اطاعت از ولی فقیه واجب و لازم است برای کسی که دشمن ولایت فقیه است ممکن است؟

آقای پرهیز به نظرتان صحیح است در یک مسیر حرکت کنید در حالیکه هم موافق حرکت می کنید و هم در جهت مخالف؟
آنچه لازم است آقای پرهیز بیشتر توجه فرمایند بصیرتی است که هویت اصلی جریان سبز و چفیه را متمایز می کند که در ضمن یک حکایت تاریخی تلخ و عبرت آموز بدان اشاره می کنم و آن جریان سقیفه است که امامت و خلافت مسلمین از مسیر اصلی آن خارج شد و مولای متقیان علی (علیه السلام) 25 سال از حق خود و مسلمین گذشت و سکوت اختیار کرد.

خلافت حق شخصی علی (علیه السلام) نبود که براحتی از آن بگذرد، بلکه منصب و مسئولیتی است الهی که خدای منان به او سپرده و باید برای پس گیری آن اقدام میکرد که حضرت تلاش فراوانی انجام داد ولی ثمر بخش نبود. ابوسفیان از اینکه خلافت به طوایف و قبایل دیگر رفته ناراحت شد و نزد علی (علیه السلام) رفت و از ایشان خواست که از نفرات و تجهیزاتی که دارد استفاده کند و خلافت را باز پس گیرد. علی (علیه السلام) نپذیرفت و در جواب ابوسفیان فرمود: تو و خاندانت از ابتدا با اسلام دشمن بوده اید و کمر همت بسته اید که اسلام را از بین ببرید. علی (علیه السلام) نیت غیر خالص و ناپاک ابوسفیان را می دانست و می دید که خلافت و اسلامی که به دست دشمن دیرینه اسلام یاری شود پایان اسلام است، لذا نپذیرفت.

در جریان سبز هم دیدیم دشمنان قسم خورده انقلاب ندای حفظ انقلاب می دادند. کسانیکه سالها ملت ایران را در تحریم های گوناگون و انواع جنگ های نظامی و اقتصادی و فرهنگی را علیه انقلاب اسلامی ایران راه انداختند با حمایت از جریان سبز و برخی کاندیدا مدعی حفظ انقلاب و اصلاح نظام اقتصادی و فرهنگی ایران بودند. آیا اگر دولت ایران به دست اینان می افتاد واقعا فرهنگ و اقتصاد کشور ما بهتر می شد؟

آقای پرهیز همگان می دانند که شعله های بی فرهنگی و بی دینی و بدحجابی در دولتی رقم خورد که شما یکی از کارگزاران فرهنگی آن بودید. اگر جرقه بی فرهنگی و بی دینی را شما نزده باشید ولی با ریختن نفت و بنزین، آنرا شعله ور کردید بطوريكه به هیچ وجهی قابل کنترل نیست و بهترین خدمتی که به شبیخون فرهنگی غرب شد توسط فرهنگ دوستان داخلی زده شد.
کجاست آن حجاب و حیای قوم لر؟ کجاست آن غیرت بی مثل و بی نظیر؟ و کجاست آن ساده زیستی و نوع دوستی و کمک به دوست و غریبه؟

در اینکه برخی مسئولان فعلی نیز دغدغه فرهنگ لقلقه زبانشان است و برای اصلاح و رفع آن گامی بر نمی دارند با شما موافقم ولی سهم شما و دولت شما بیشتر است.
هر چند فرهنگ خلاصه در حجاب و غیرت و دین نمی شود و اعم از آن است، اما در مفاهیم دینی که حیطه تخصص بنده حقیر است اینها مهم تر هستند. ضمن اینکه فیلم ها، تئاترها، موسیقی ها، مجلات و کتاب های ضد ارزش های اسلامی و فرهنگی ما نیز از زمان دولت شما اگر شروع نشد ولی رواج و رونق چشمگیر و بیشتری یافت.

آخرین عرض بنده اینکه اگر ضعف ها و کاستی های شما و دولت تان در خدمت به شبیخون فرهنگی قابل اغماض باشد، این که دستبند سبز را در کنار چفیه قرار دادید قابل گذشت نیست چرا که این کار خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته، آگاهانه یا جاهلانه، چفیه را که نماد یک هویت و جریان و ارزش مقدس و والا برای ملت ایران است که یک ثمره ی آن بیش از 200 هزار شهید است را در کنار دستبند سبزی قرار دادید که کوچکترین هدف آن پایمال کردن خون همین شهداست. این کار شما نادیده گرفتن احترام امام و خون شهداست، این فرمایش شما هتک حرمت سیدالشهداست و سخن شما اهانت به شعور و غیرت و بصیرت ملت ایران است. چرا که هنوز برای جریان سبز هویت و اصالت و ارزش قائل هستید.

سید حسن موسوی اعظم

 

آمار سایت

كاربران : 1
محتوا : 53
لينكها : 5
تعدا نمایش محتوا : 13776

دوستان

تبليغات