جستجو

وضعیت من در یاهو

مرجعیت و دوری از سیاست زدگی پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 16:42
جریانات سیاسی حاکم و محکوم فعلی جامعه و همچنین جریانات قبل از انقلاب و حتی صدر اسلام، استفاده و سوء استفاده از شخصیت های دینی ـ مذهبی را دنبال کرده و خواهند کرد.
بهرحال وجود شخصیت های نامدار و دارای جایگاه وزنه ای ارزشمند در تشکیلات ها و احزاب و گروه ها محسوب می شود.
2 کاربرد مهم وجود مهره های شاخص مذهبی را می توان، جذب افکار عوام سوی خود و مایه دلگرمی آنان دانست و کاربرد دیگه احتجاج بر مخالفان خود و تزلزل در جبهه مخالف است.
نمونه ی بارز این مسئله در صدر اسلام و زمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به خوبی یافت می شود.
تقابل طلحه، زبیر و عایشه در مقابل علی (علیه السلام)، عمار و دیگر صحابه نامدار نمونه بارز این مسئله است. همچنین در تقابل امام حسن (علیه السلام) در برابر معاویه، معاویه با دادن رشوه چهره های نامی و فرماندهان سپاه حضرت را خرید و در برابر امام (علیه السلام) قرار داد.

در جریان عاشورا نیز وجود چهره های مقدس نما و پیرمردانی که زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را درک کرده بودند و عالمانی که فتوی به قتل سیدالشهداء دادند نیز نمونه ای از این سوء استفاده ها از چهره های دینی و مقدس نما است.
در جنگ جمل تقابل داماد پیامبر (صلی الله علیه و آله) و همسر وی در عین اینکه بسیار عبرت آموز و حاوی درس های بزرگ و مهمی است، بسیار هم دردناک و غم انگیز است.

سهم خواهی، قدرت طلبی، حسادت، کینه توزی، بغض و عناد باعث جنگ و جدال در بیت رسول گرانقدر اسلام (صلی الله علیه و آله) شد و نتیجه ی آن بیش از 18000 یا 22000 کشته از هر دو سپاه بود و به مراتب مهم از این همه کشته بدترین نتیجه آن از دست رفتن فرصت برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) جهت اصلاحات در حکومت و رسیدگی به امور جامعه و مسلمین بود.
پس از زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) و دوره ی غیبت کبری و دوران قبل از انقلاب اسلامی، تقابل عالمان دینی در برابر برخی حکومت ها نقل شده و گاها به مواردی بر میخوریم که وجود عالمان درباری سرپوشی برای ظلم و جور حکومت ها و به تن کردن لباس دین بر حکومت و استفاده ابزاری از دین بوده است.

در انقلاب اسلامی ما چهره های مقدس و مذهبی که در برابر نظام و رهبری (حضرت امام و مقام معظم رهبری) به ندرت مشاهده می شود که توسط افکار عمومی مردم طرد شدند، اما اخیرا شاهد هستیم که جریانات سیاسی برای تقدس بخشیدن به خود و افکارشان چهره هایی را در رأس تفکرات مذهبی شان قرار داده اند که با استفاده از شأن مرجعیت بهتر به خواسته هایشان برسند.
نمونه بارز این تقابل ها در دولت نهم و دهم و جریانات اخیر فتنه محرز است.

در رأس دو جریان سیاسی کشور چهره هایی به عنوان مرجعیت دینی قرار گرفته اند که نه تنها در لیست 7 نفره جامعه مدرسین در سابق جایی نداشتند بلکه در بین اساتید و طلاب قم درس و بحث شان نیز فاقد جایگاه مناسب و اعتبار لازم است وحتی تألیف در خور و شأن یک مرجع را هم دارا نیستند. و شاهد آن بودیم که در دولت فعلی، یکی به آیت الله العظمی ارتقا و دیگری خلع مرجعیت شد.

حقیر کینه ای نسبت به هیچ یک از این دو بزرگوار ندارم و نسبت خویشی و سیاسی نیز با هیچکدام ندارم و برای شأن علمی هر دو احترام قائل هستم اما شاهد مثال عرایضم در این است که آنچه فعلا به آن بهایی داده نمی شد حفظ حریم مرجعیت است که توسط آیات عظام (وحید خراسانی، جوادی آملی، سبحانی، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی) رعایت شده است.

مقایسه این بزرگواران با دو نفری که ذکر شد از نظر علم و تألیف و رونق درس و جایگاه در بزرگان حوزه با دو  بزرگوار دیگر، از نظر بزرگان و طلاب فهیم حوزه صحیح و شایسته نیست.
متأسفانه امروز شاهد آن هستیم که توسط برخی طلاب، بسیجیان و حتی برخی دوستان پاسدار و ... شأن و حرمت و جایگاه آیات عظام حفظ نمی شود به صرف اینکه حاضر نشده اند از دولت دکتر احمدی نژاد حمایت کنند و یا در حوادث اخیر موضع صریح به نفع جناح سیاسی اصولگرایان نداشته اند و پشت سر هم بیانیه نداده اند و سخنرانی نکرده اند.
اتفاقا به عکس باید به آقایانی که در تیراژ بالا بیانیه داده و سخنرانی برگزار کرده اند گفت: که پس چه موقع برای دروس خود مطالعه می کنید و چقدر برای تألیف و تحقیق وقت می گذارید؟

دولت نهم چند بار با مراجع معظم تقلید در چند مسئله اختلاف شدید پیدا کرد و اگر توصیه مقام معظم رهبری نبود قوانینی ضد دین خدا و تعالیم آسمانی اسلام و شریعت محمد (صلی الله علیه و آله) تصویب و اجرا می شد که نمونه ی بارز آن حضور بانوان در ورزشگاه ها و مشاهده مستقیم مسابقات فوتبال آقایان بود.
دولتی که دم از دین و شریعت و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) می زند، چرا نباید به حجت های حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) احترام بگذارد و پذیرای شریعت و دین باشد. آنچه که مسلم و محرز است در زمان غیبت کبری، فقه و شریعت از ناحیه مرجعیت تبیین می شود نه دولت و سیاستمداران غیر حوزوی.

این تقابل بین دولت و مرجعیت باعث شد تا مراجع معظم تقلید، حیثیت حوزه و مرجعیت و دین را پای این دولت هزینه نکنند و انصافاً این حرکت مصداق آگاهی به شرایط زمان است که باید یک مرجع و مجتهد دینی داشته باشد، اما آقایانی که شأن مرجعیت را به پای سیاست ریختند شاید در آینده نتوانند پاسخگو باشند.
هر دولتی امکان لغزش و خطا و حتی خیانت دارد و ثمره کار هر دولتی چند سال بعد مشخص می شود، اما شأن مرجعیت باید دور از لغزش و خطا بماند و دچار سیاست زدگی نشود.

واقعا تأسف بار است، عده ای طلبه به گونه ای راجع به مراجع معظم تقلید صحبت می کنند که هیچ از دین و سیاست آگاهی ندارند و هر چه بصیرت است در خودشان وجود دارد و اگر کمی جرأت و قدرت بیشتری داشتند احتمالا مثل خوارج که به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) گفتند که تو هم باید توبه کنی، آیات عظام را به خاطر عدم حمایت صریح از دولت دهم و نداشتن بصیرت مجبور به توبه می کردند.
آیا بصیرتی که مقام معظم رهبری این همه از آن دم زد این است که برخی به خورد این طلاب و برخی بسیجیان می دهند؟ و آیا این رفتارها با بصیرت همخوانی دارد؟

اگر (فرضاً) در دولتی بعدی اسنادی منتشر شود که دولت فعلی فلان کار و فلان خطا و لغزش و حتی فلان خیانت را مرتکب شده است، تکلیف مراجعی که پشت سر هم بیانیه در حمایت از این دولت داده اند چه میشود؟ آیا حیثیت و شأنی برای این مرجع و اصل مرجعیت باقی می ماند؟
در پایان عرض می کنم که آنچه مسلم است مراجع معظم تقلید هیچ ضدیتی با نظام اسلامی و مقام معظم رهبری ندارند و همچنین نه تنها دشمنی و خصومتی با کسی و دولتی نداشته اند و نه عاشق چشم و ابروی آقایان هستند و عمل به تکلیف و وظیفه را معیار خود دارند و بنابر این وظیفه هر جایی که دولت مرتکب خطا شده تذکر داده اند کما اینکه به دولت آقای خاتمی تذکراتی می دادند و در قضیه هتک حرمت به عاشورای امام حسین (علیه السلام) و توهین به عکس امام خمینی (ره) نیز واکنش نشان دادند.

این که از مراجع انتظار برود چشم و گوش بسته از دولت دکتر احمدی نژاد حمایت کنند و حتی عدم تمکین دولت به فتوای مراجع تقلید را نادیده بگیرند نه صحیح است و نه مورد رضایت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) اما متاسفانه این انتظار به شدت وجود دارد و برخی طلبکارانه این مطالبه را دنبال می کنند.
پایان عرایض اینکه، این حوادث و سیاست زدگی ها خواهد گذشت اما تاریخ و آیندگان نام این مراجع معظم تقلید را به نیکی یاد خواهند کرد چراکه تحت تأثیر فشارهای روانی و تبلیغاتی جریانات سیاسی واقع نشدند و حتی با شجاعت به برخی از اقدامات هر دو گروه و جریان سیاسی و حتی دولت اعتراض و تذکر دادند.

هر چند سابقاً شأن و جایگاه واقعی مرجعیت توسط خود حوزه و افاضات الهی و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بالا می رفت و امروز این جایگاه توسط رسانه ملی و دیگر رسانه بالا و پائین می رود اما در ملکوت اعلی و نزد حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) این رسانه ها فاقد اعتبار و صلاحیت هستند.

 

آمار سایت

كاربران : 1
محتوا : 51
لينكها : 5
تعدا نمایش محتوا : 5495

دوستان

تبليغات